می بوسمت میان لبان متردد تردید
می بوسمت میان قاصدکان کهنه کویر
میان کوچه های لزج خون و امتناع گل های پژمرده
میان صورتک های مردم مرده
میان خیابان های نم کشیده تا چشمانم را به سوی نسیم فردایی نگاه دارد؛ لب های سرخ و دستان خون آلود، معماری تابنده درد و عشق اند، یکی برای زندگی و دیگری برای مرگ.
فل البداهه-مهرزاد برای م.ه
برچسب:
نویسنده: نرگس جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: نرگس جعفرینژاد